حالا بماند که چقدر رفتم زیر قرض و هنوزم دارم قسطاشو میدم
خلاصه اقا رفت کلاس و کنکور هم داد و روز اعلام نتیجه با خوشحالی اومد پرید تو بغلم
و گفت بابایی مجاز شدم
گفتم حالا رتبه ات چند شده؟
فکر میکنین چی گفت؟
گفت رتبه ام به نیت پیغمبرا شده ۱۲۴ هزار
منو میبینی کارد میزدی خونم در نیومد گفتم این همه خرجت کردم این شد؟
گفت برو خدارو شکر کن مجاز شدم
خلاصه با همین رتبه درپیت دانشگاه غیراتفاعی قبول شد
و دوباره مارو انداخت تو خرج
قصه دانشگاه رفتنش رو هم بعدا میگم!
نوشته شده توسط آدم و حوا در ساعت 13:16 | لینک ثابت |

